تبليغاتX
Happy birthday Paquerette

Happy birthday Paquerette

لبش مي بوسم ودر مي کشم مي             به آب زندگاني برده ام پي
نه رازش مي توانم گفت باکس                   نه کس را مي توانم ديدبا وي
لبش مي بوسد وخون مي خورد جام          رخش مي بيند وگل ميکندخوي
بده جام مي وازجم مکن ياد                       که مي داند که جم کي بود وکي کي
بزن درپرده چنگ اي ماه مطرب                    رگش بخراش تا بخروشم ازوي
گل از خلوت به باغ آورد مسند                     بساط زهدهمچون غنچه کن طي
چو چشمش مست مخمور مگذار                 به ياد لعلش اي ساقي بده مي
نجويد جان ازآن قالب جدايي                        که باشد خون جامش دررگ وپي
                                     زبانت در کش اي حافظ زماني
                                     حديث بي زبانان بشنوا ز ني

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت20:1توسط اطلسی | |

نقاشی بر روی دیوار عمارت چهل ستونسلام چطورين خوبين اميدوارم همتون خوب وگل مهربون باشين اما...
سفرنامه اصفحونست
خوب ما عيد رفتيم اصفحان برا اولين بار مي رفتمو اطلاع چنداني از اصفحان نصف جهان نداشتم در کل گرچه تموم مدت فقط بارون باريد اما سفر خوبي بود ومن فهميدم چرا به اصفحاني ها ميگن خسيس خوب بيچاره ها تقصير ندارن از وقتي چشم باز کردن اثار باستاني ديدن
بماند با اون کبابای نصفشون من تمام مدت کباباشونو با کبابای اوشون قشنگ مقایسه می کردم.

اینم چندتا عکس:این عکسم نشان دهنده همون شعور نداشته بعضی از مردم


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت17:14توسط اطلسی | |

قصه مملکت گل وبلبل:
ساعت8:15 مترو ايستگاه کرج:
من:شما خيلي وقت منتظريد؟
خانم:يه ربعي هست.
من:پس ديگه بايد بياد.
ساعت8:45
من:خانما جون مادرتون هول ندين آخ کمرم ا خانم روسري منو ول کن.
داخل مترو:
من:دارم خفه ميشم خدايا پس کي ميرسم
من:ببخشيد خانم تهويه کار مي کنه؟
خانم:اره فکر کنم(به حالت تمسخر)
من:تو رو خدا اين روسري منو بيخيال شو خانم اينقدر نکشش اعصابمو ريختي بهم.
ان طرف مترو:
خانمي:اي واي کيفم کيفمو زدن به دادم برسيد تو رو خدا تو رو ابوالفضل هر کي بر داشته بندازه زمين خودم پيدا مي کنم برش مي دارم.
نظرات:
:کيف همه اطرافيانتو بگرد شايد پيدا بشه.
:مگه به همين راحتي پيدا ميشه
:دزده ايستگاه قبلي حتما پياده شده
:بايد تو کيفتو ببينم
:ا خانم يعني چي ولم کن
......
من:خدايا قبرم فکر نکنم به اين تنگي باشه ديگه دارم خفه ميشم.
ايستگاه صادقيه:
سه تا مترو رفت تا يکم خلوت شد بتونم سوار شم.
من:ببخشيد دختر خانمها مکان عمومي ميشه کمتر جيغ بزنيد و آرومتر صحبت کنيد.
دختر خانمها:به تو چه.
من:بله
ايستگاه امام خميني :
من:خانم اين چمدونتونو بر دارين من پياده شم
خانم:خوب شلوغه نميشه.ا دخترم کو؟
من:اي بابا.
از رو 10 نفر بالاخره پريدم بيرون
مترو خط1:
بالاخره بعد 2 تا ايستگاه نشستم.
ايستگاه مير داماد
حالا بايد سوار اتوبوس شد
(به دليل نا امني و سوار شدن 10 تا تاکسي تا مقصد بايد اتوبوس سوار شد)
من:خوب جون بکن تندتر برو مثل ماست حرکت ميکنه.
من:اپل هواييش پله برقي داره چه خوب.
پل هوايي خراب
من:آقاحداقل اين ابزارواز سر راه بردار
آقا:الان داره تعمير ميشه بر ميداريم.
دانشگاه پيام نور واحد تهران مرکز
کتابخانه مرکزي دانشگاه پيام نور
نگهبان:کارتتون
من:تاييديه دارم ميخوام ثبت نام کنم کارت دانشجويي بدم.
نگهبان:با اين وضع نميشه
من:کدوم وضع
نگهبان :با روسري
من:مگه روسري چشه آقا.
نگهبان:برو عوض کن بيا
من:ببين آقا من از کرج نيومدم اينجا که تو بخاطر روسري برم گردوني اون دختر خانمي که جلوتر از من رفتو نديدي با اون شلوارش که آب رفته بود 10 من آرايش داشت فقط چون چادري بود آره؟
نگهبان:این دفعه برو ولي ديگه با روسري نيا.
من:برو بابا.
و راه برگشت وبدبختياش.
ساعت 9 صبح فردا:
من:سلام چطوري؟
دوستم:سلام خوبم تو چطوري؟
.............
دوستم:ديروز آيدا کنکور دانشگاه آزاد داشت
من:انشاالله که خوب داده
دوستم:وسط کنکور برق رفته تهويه کولر همه خاموش شدن همه داشتن خودشونو باد ميزدن که مسوولين فرش پهن کردن وسط حياط وسط کنکور همرو آوردن بيرون.فکرشو بکن.(آدرس حوزه:بالاتر ازپل رومی ایستگاه رضایی کوچه نبوی مدرسه دخترانه سماء)
من:چي بگم والا مملکت گل وبلبل.
دوستم:پشت خطي دارم فعلا.
من.خداحافظ
ساعت 9:30 فردا صبح
روبروي دانشگاه:
من:سلام فهيمه نمره ها اومده
بعد 17 روز
فهيمه:نه هنوز
من:ميخوام انتخاب واحد کنم برا تابستون
فهيمه:نميدونم
   داخل دانشگاه  واحد آموزش
من:سلام اقاي...نمره ها کي مياد؟
اقاي...:معلوم نيست
من:آقاي... شما گفتين برا تابستون وا حد تخصصي اراءه نميدن دادن که؟
آقاي...:اشتباه رو برد زدن اراءه نميشه.فقط عمومي.
من:ميشه 7واحد بردارم؟
آقاي...:حداکثر6واحد.
من:ok
بعد گرفتن پرينت اول وامور مالي و...
من:حالا امتحانا کجا هست؟.
دانشجو:ورامين
من:چي؟چه جوري از اينجا برم ورامين.
انتخاب واحد نکردم.
فهيمه:بيا بريم فني حرفه اي حسابداري بخونين به درد ميخوره حالا ته ترم پاييز شروع شه.
من:بريم
مدرسه فني وحرفه اي کرج
ليست رشته ها:
نقاشي وطراحي و تذهيب و نقاشي رو چرم و...
خانمي:عکاسي نداره؟
راهنما:نخير.
من:حسابداري ونقشه کشي و...
راهنما:نخير اين رشته ها رو بايد آموزشگاه آزاد 200يا300هزار تومن خرج کنيد نامه بياريد اينجا امتحان بديد.100متر جلوتر آموزشگاه آزاده.
من:مرسي آقا
دست از پا درازتر
بعد از ظهرساعت 5:30بعد چند وقت با دوست جون رفتيم بيرون
من:قندم افتاده چقدر ديگه بايد بريم
دوست جون:فکر کنم جلوتر اون شيريني فروشيه باشه که هميشه با هم ميريم
من:کرج به اين بزرگي دوتا جاي بدرد بخور نداره يا گرونه يابدرد اينکه دوتا دختر برن اونجا نيست.
واينطور..........
مملکت گل وبلبل ديگه
حالا بيکار تو خونه بايد سماق بمکيم.
قربان شما.

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت16:40توسط اطلسی | |

سلام
جواب شما به این سوال چیه
تو عاشقی؟
هر کدوم از بچه ها یه چیزی گفتن پاسخ دوستانمو می خواین بدونین..
1.بروبابا دلت خوشه
2. خودتی(منظور همون حیوان نجیب که بار می کشه)
3.کار دارم
4. اره تو که میدونی بازم مشکل داریم اما من هنوز عاشقشم....... ودرد دل.
5.این چرت و پرتا چیه میگی این ترم چند واحد پاس کردی
6.میایی بریم بیرون
7.what?قاطی کردی
8.امکانات نیست
9.برو فکر نون باش که خربزه ابه
10.امروز عاشق فردا فارق تواما تو این دوره زمونه کی وقت عاشق شدن داره حالا مگه عاشق شدی؟
مطمعنم اگه از همه اشنایانمم می پرسیدم جوابشون همین بود همه تقریبا یه چیزی گفتن
نمی دونم بیخودی نیست هممون شدیم مثل هم واز دست همدیگه حوصله مون سر میره.
هیچکدوم از دوستام این سوالمو جدی نگرفتن شایدم واقعا سوال جدی نیست
بیخیال به کارتون برسید.

راستی یادم رفت بگم این قصه عاشقی یا نه ادامه داره. 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت19:26توسط اطلسی | |

سلام
این یه تبلیغ هیسسسسسسسسسسس


هر چی کمتر صداشو در بیاری بیشتر طرفدار پیدا میکنه
سایت دوست جون

 
چرا استخاره میکنی آهان کیلیک کن

 
اییییییییییییییییییییییییییول


دستت مرسی کفشاتم مبارک
(سایت خوشگلی اسمشم دختر کهکشان این ستارهه دوست منه اون که تو عکس بالاست)

http://www.galaxi-girl.somee.com

 

+نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت12:23توسط اطلسی | |

 
ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت15:25توسط اطلسی | |

  علي جونم تولدت مبارک مبارک مبارک آرزو ميکنم 1000 سال زنده وسلامت باشي.
                          خيلي خيلي دوست دارم
علي تو خانواده ما نوه اول خيلي عزيزه امسال ميره تو 8 سال 22تير.
افسانه جون تولدت مبارک با آرزوي سلامتي.(زن داداشم) 10تير
دوست جون يه تولد داره که ميدونه مال کيه از طرف خودم تبريک ميگم بهش.

(عکس علی جونمه)

+نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت15:20توسط اطلسی | |

راستي متاسفم که نتونستم تولداي ماه خرداد تو وبلاگم تبريک بگم تولد عسل خانم گلم برادر زاده عزيزم بود (11خرداد)دوست جونم دو تا تولد تو ماه خرداد داشت که نتونستم تبريک بگم چون امتحاناي دانشگاه شروع شده بودن و داشتم تند تند درس مي خوندم.(عکس بالا عسل جونه)

+نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت15:15توسط اطلسی | |

يه عده از ادما که نميدونم اسمشونو ميشه گذاشت ادم من که فکر نميکنم خيلي ببخشيدا بهشون حتي بشه گفت حيون معلوم نيست چه جور موجوداتي هستن اخه اين کاره ادم ادم باشه اونوقت بدتر از حيون کثيف کاري کنه شما عکس پايين ببينين اولين کلمه اي که مطمءنم ميگين اينه عجب ادماي بيشعوري. (ببخشید اگه بی ادبی نوشتم)

+نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت15:10توسط اطلسی | |

تو هفته گذشته خونه مامان بزرگم خاکستر شد ميخواستم يه تشکر کنم از آتشنشاني منطقه 4 تهران که بالاخره بعد 1ساعت وقتي پسر همسايه طبقه دوم ديد خونه خودشونم داره ميسوزه با موتور رفت دنبالشون( چون 100 بار زنگ زديم نيومدن)تا بيارتشون با کلي زحمت اومدن تا وظيفشون که به خاطرش از دولت حقوق ميگيرن (که پول همين مردمي که خونشون مي سوزه نميان خاموش کنن)انجام بدن.
.

+نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت14:59توسط اطلسی | |