تبليغاتX
Happy birthday Paquerette

Happy birthday Paquerette

اینم عکس فاطمه کوچولو که تولدش با تولد وبلاگم همزمان شد ببینید چقدر بزرگ شده

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت13:56توسط اطلسی | |

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت11:39توسط اطلسی | |

مسا ءل اجتماعي اقتصادي فرهنگي مشکلات جوونا  همه همه واقعا اين جامعه برا حلشون چه راه حلي پيش گرفته جوونايي که درس مي  خونن و اين مملکت براشون پول خرج مي کنه خيلي هم خرج مي کنه حرفي نيست که از اول  زندگي  پول اين مردم که براش خرج ميشه تا بزرگ شه آخه اين حقه  که بعد اين همه خرج کردن ولش کنن به امون خدا بگن تا حالا ما برنامه ريزي کرديم حالا نوبت توئه چه جوري آخه چي فکر مي کنن آخه اينم يه جور هدر دادن سرمايس بابا دارين پول خرج مي کنين  پول اين مردم اين همه تحصيلات برا اينکه بشيم آبدارچي ونظافت چي بشيم راننده تاکسي اينقدر داد نزنيد آب هدر نده و برقو هدر نده ونفت داره تموم ميشه داد بزن جوونا رو هدر ندين بسه اين همه دروغ.البته حتما فکر مي کنن که مملکت خيلي پيشرفت کرده که نظافت چي شم ليسانس داره آره. فکر مي کني تا کي بشه دوم آورد يه سري به صفحه حوادث بزنين آخه اين حقه .
اين جونا اي که درس مي خونن بعد معتاد مي شن رو ديدين فکر مي کنيد دارن چي مي گن دارن انتقام مي گيرين از اين مملکت از اين مملکتي که براش زحمت کشيدن و درس خوندن آرزوهاشون کو مطمءن باشين آرزوهاشون خيلي نزديک و بزرگ بوده چي فکر مي کنين اين انتقام از خودشون نيست از ماست از اين مملکت وقتي خودکشي ميکنن وقتي  اين مملکت ول ميکنن ميرن وقتي معتاد ميشن دارن انتقام ميگيرن از آدمايي که اول راه ولشون کردن که خودشون تصميم بگيرن تموم سرمايه اين مملکت اين جونا هستن
کو گوش شنوا
اين ديوارا اينقدر بلندن که صدامونو هيچکس نمي شنوه !

قربان شما.

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت13:34توسط اطلسی | |

let me not to the marriage of ture minds
Admit impediments. Love is not love
Which alters when it alteration finds,
Or bends with the remover to remove:
O, no! it is an ever-fixed mark,
That looks on tempests and is never shaken;
it is that stsr to every wandering bark,
Whose worth's unknown, although his height be taken.
Love's not Time's fool, though rosy lips and cheeks
Whithin his bending sickle's compass come;
Love alters not with his brief hours and weeks,
But bears it out even to that edge of doom.
         If this be error and upon me proved,
         I never writ, nor no man ever lovede.

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت13:30توسط اطلسی | |

سلام

این چند وقته خیلی حرفا برای گفتن داشتم اما ترجیح دادم جزئ خاطرات شخصیم باشه اینجوری بهتره.

خوب آگه حرف جدیدی برا گفتن داشتم حتما میام و مینویسم.

راستی یادتونه وقتی بچه بودیم قصه خاله سوسکه رو گوش میکردیم و چقدر دوسش داشتیم یادمه بچه که بودم دلم میخواست جای اون باشم حتی چند بار قصه شو خودم نوشتم جای خاله سوسکه عکس خودم چسبوندم هنوز اون دفتر دارم چقدر مامانیم از دستم ناراحت شد که چرا عکسامو خراب کردم اما الان همه قصه هایی که از ۹ سالگی نوشتم جمع کرده وعاشقشون به منم نمیده میگه اینا خاطرات منه نه تو بگذریم داشتم میگفتم همیشه دلم میخواست جای خاله سوسکه باشم که آقا موشه اونجوری با هام حرف بزنه دلم میخواست آقا موشه منو دوست داشت وخاله سوسکه رو دوست نداشته باشه یادمه شبش از مامانم پرسیدم عاشق شدن یعنی چی مامانم داشت نماز میخوند بغلم کرد گفت چرا میپرسی منم شانه هامو انداختم بالا مامانیم گفت عاشق شدن فقط این نیست که یه پسری عاشق یه دختری بشه بیش از اندازه دوسش داشته باشه تو میتونی عاشق گلا باشی یا بزرگتر از اون عاشق خدا فهمیدی من خوب فهمیدم بخاطر همینه الان گلا و خدارو بیشتر از هر چیزی رو زمین دوست دارم اون شب مامان بهم گفت پاشو نماز بخون ببین خدا چقدر دوست داره . با اینکه فرداش هنوز هم دلم میخواست خاله سوسکه باشم اما دیگه اون موقع معنی عشقم میفهمیدم وحالا میفهمم آقا موشه فقط میتونست عاشق یه نفر باشه اونم خاله سوسکه ومن هم دوست دارم خاله سوسکه یکی دیگه باشم یه آقا موشه دیگه راستی دلم برا مامانم خیلی تنگ شده دلم میخواد مثل اون وقتا بغلم کنه وجواب همه سوالامو بده میخوام بگم که مامانی تو تنها کسی هستی که هنوزم دوست دارم مثل بچگیام بهم بگه خاله سوسکه.میدونم یه روزی آقا موشه منم پیداش میشه برام میخونه:

عاشقم عاشق بی دلم من .

-کدوم دل؟

-همون دل که پرامیده.

-امیدکجاست ؟

-روآبه.

-کدوم آب؟

-همون آب که ازچشم اومد.

-دلت چی شد؟

-فنا شد فنای اون چشا شد.

-کدوم چشم؟

-همون چشم که خواب آوردش.

-کدوم خواب؟

-خوابی که ازم فرار کرد.

کجا رفت؟

-تو رویا.

رویا کجاست؟

-بر آبه.

کدوم آب؟

-همون آب که از چشم اومد.همون چشم که غرق خونه.همون خون که از دلم رفت.همون دل که زخمه زخمه.همون زخم که تو صدامه.صدایی که تو گلومه.گلویی که پر زبغضه.همون بغض که رو لباته .همون لب که سرخه سرخه.سرخی که چون شرابه.شرابی که تو چشاته.چشایی که مسته مسته.

من و اقا موشه خودم یه روزی این شعر با هم میخونیم.وآرزوی من که میخواستم خاله سوسکه باشم برآورده میشه.

راستی این نوشته خیلی خیلی شخصی بود ولی چون وارد وبلاگم شدم ویهو کلمه ها پشت سر هم اومدن دیگه اینجا نوشتمش و تو دفترم نه تو وبلاگ من که جز دوست جون که کسی سر نمیزنه اینجا هم شده یه حریم شخصی.

دوستون دارم خاله سوسکه.

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت13:57توسط اطلسی | |