تبليغاتX
Happy birthday Paquerette

Happy birthday Paquerette

سلام خوب هستی خوش هستی در سلامتی کامل به سر می بری هو؟(با اونایی که این چند وقته به من سر نزدن قهرم)
اگه اجازه بدین میخواستم یک خاطره از خود ول کنم:
یک روز در خانه نشسته بودیم که تلفن زنگ زد تلفن برداشتم گفتم کیسه؟گفت من اسپایدرمن هستم............

ها نه نمیخوام خاطره بگم تبریک تولد هم نیست.یه مطلبی گفتم براتون بگم

تمام مطالب پاک شده!!!

 
 
 

 

 
 
 

 

 

 

 
 
 

 

                         

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت12:41توسط اطلسی | |

سلام به دوستای خوبم . چند وقتی بود آپ نکرده بودم گفتم بیام یه سلامی عرض کنم بگم من به یادتون هستم اگه دیر به دیر سر میزنم چرت وپرت مینویسم(میزنم تو مختا چرا گفتی من از اولشم چرت و پرت میگفتم)دیگه ببخشید الان از آمار ازم بخواین بنویسم براتون هزار تا فرمول میگم که به درد هیچکدومتون(به جز من) نمی خوره دیگه ترمم داره تموم میشهومن با کلی سوال وغصه باید برم امتحان بدم خدایا خوب دیگه ناله بسه.....

دوستای من کم کم دیگه باید برم چون کلاسم داره شروع میشه.

امیدوارم همیشه (به قول خونه سبزی ها) شاد باشید وسبز سبز.

پاورقی:

۱-اگه میشه یه موضوعی پیشنهاد بدین منم بنویسم.

۲-خسیس بودن بده.

۳-قالبم خوشگله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت10:23توسط اطلسی | |

پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ!!!!!

نرسیدین!!!

امروز یه روز خاصه !

امروز روز تولد دوست جونمه!

فمیدین!!؟تبریک گفتین؟؟؟

خوبه!

این دختره رو آوردم برا تو برقصه.

این گله مال دوست جونمه دست نزنید.

کادو تولدم که جای خودشو داره(کی گفته بدونه کادو بیایین تولد)

میخوام سالروز یه چیزه دیگرم تبریک بگم به دوست جونم همین روزاست اما تاریخ دقیقشو نمی دونم.مبارک باشه انشاالله!

این بوسا همش مال تو دوست جونم

امیدوارم سالهای سال با عشق و سلامتی وموفقیت زندگی کنی گلم.

خیلی دوست دارم.

+نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت13:35توسط اطلسی | |

یه چند وقتی بود از صدقه سر گفتگوهای مامانی وخاله جون حس کنجکاوی ام آماس کرده بود همچین قلمبه شده بود زده بودبالا این مامانم فداش بشم رفته بود تو نخ سوره جن هیچی نه جن فقط جن.چند وقت دنبال ورد بودم چند وقتی با شمع تو باغ و زیر شیر بونی دنبال جن می گشتم قدیمیا میگفتن چون بالای درخت گردو جن داره هوا ی زیر درخت سنگینه (بعدها فهمیدم بخاطر تجمع دی اکسید کربن)حالا ما می گشتیم چیزی نمیافتیم تابستونم بود هوای شبها سرد وحالا منطقه هم کوهستانی بود خدا به دور.
تا اینکه تو یه جایی خوندم چهل شب سوره جن بخونی و حاجتی بخوایی می گیری حالا حرفای مامانمینا اینجا بود که کار گر افتاد خاله جون میگفت اگه سوره رو شبها بخونی جن می بینی منم که می مردم برای اون قیافه ملیح جن شروع کردم به خوندن.
شب چهلم ساعت 2نصفه شب 12 تا شمع روشن کردم در اتاقو قفل کردم و رفتم تو بالکن نشستم باد تو درختای گردو میپیچید وصدایی شبیه ناله وزوزه میداد یه سنجاق قفلی زیر پام قایم کردم شروع کردم به خوندم حالا باترس ولرز وقتی تموم شد سرمو که بالا گرفتم .انشاءالله خدا دچارتون نکنه از ترس خوب شد سکته نکردم یه هیکل سیاه قیافشو ندیدم اصلا سیم ثانیه هم طول نکشید غش کردم منی که میخواستم بهش سنجاق قفلی بزنم تا برا همیشه پیشم بمونه تمام شب تو اون هوای سرد موندم فردا صبح با کلی دنگ و فنگ بیدار شدم تا چند ماه بعدش اسمشم نمی بردم تو جای تاریک که اصلا نمی رفتم.
ولی حالا که فکر میکنم میگم شاید تصور کردم شایدم نه واقعا جن بوده.
یوهاهاهااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!

حالا نظر شما چیه جن بود یا نبود؟؟؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت15:38توسط اطلسی | |